مقالات

زندگی نامه مولانا

زندگی نامه مولانا

زندگینامه مولانا

مولانا، یکی از افتخارات ایران و عالمی بزرگ و ربانی است که آثارش همچون طوفانی، تمامی دنیا را درنوردیده و تحولات بسیاری را موجب شده است. مولانا از مهم ترین شاعران تاریخ است که آثارش پس از گذشت صدها سال، هنوز ورد زبان هاست. در این مقاله می خواهیم به زندگینامه مولانا بپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

مولانا کیست؟

بیوگرافی مولانا

مولانا جلال الدین محمد رومی، در سال 604 هجری قمری (586 شمسی)، در خانواده ای اصیل و اهل بلخ که در آن زمان جزء ایران بود؛ متولد شد. سال های ابتدایی زندگی وی، مصادف بود با حمله چنگیزخان مغول و به همین علت، خانواده ناگریز به ترک وطن شدند.

بهاءالدین، پدر مولانا و همراهانش از نیشابور عازم بغداد شدند و با بسیاری از علما و صوفیان آن شهر ملاقات کردند. از آنجا به حجاز رفتند و در مکه زیارت کردند. پس از این سفر بود که به احتمال زیاد در اثر دعوت الله الدین کی قباد، حاکم آناتولی، بهاءالدین به آسیای صغیر آمد و سرانجام در قونیه در آناتولی در غربی ترین قلمرو امپراتوری سلجوقی ساکن شد.

خانواده او در شهر مسلمان نشین قونیه در ترکیه کنونی ساکن شدند. بهاءالدين، رئيس مدرسه اي شد و پس از مرگش، مولانا در سن 25 سالگي جايگزين پدر شد.

شخصیت عظیم مولانا چگونه شکل گرفت؟

يكي از شاگردان بهاءالدين به نام سيد برهان الدين محقق به تربيت مولانا در علوم ديني و عرفانی ادامه داد. مولانا به مدت نه سال به عنوان شاگرد برهان الدین به تصوف پرداخت تا اینکه برهان الدین نیز درگذشت. مولانا در این مدت به دمشق نیز سفر کرد و گفته می شود که چهار سال را در آنجا گذرانده است.

اودر قونیه شهرت فراوانی به دست آورد و در آنجا ازدواج کرد، صاحب فرزندان شد و به دلیل تدریس و تحصیلاتش پیروانی به دست آورد. در آن زمان، او تمایلی به شاعری نداشت و می گفت: «به خدا سوگند من به شعر اهمیت نمی دهم و در نظر من بدتر از این نیست.»

با این حال، دیدگاه مولانا پس از ملاقات با معلم معنوی خود، شمس الدین تبریزی، تغییر کرد. برخورد او با شمس در اواخر پاییز 37 سالگی مولانا بود که زندگی او را به کلی تغییر داد.روایت های گوناگونی از داستان آشنایی شمس و مولانا وجود دارد که در ادامه به بررسی آنها پرداختیم.

می گویند مولانا شش ماه را با شمس گذراند و اسرار مطلق را آموخت و دگرگونی کرد که نزد نزدیکانش قابل لمس بود و پسرش نوشت: «پدرم پس از ملاقات با شمس، تمام روز را می رقصید و تمام شب آواز می خواند. او یک عالم بود، شاعر شد. او یک زاهد بود، از عشق مست شد.»

و این شد که شخصیت عظیم مولانا بروز پیدا کرد و آثاری همچون مثنوی معنوی را خلق کرد. شما نیز می توانید با خرید مثنوی معنوی بیشتر با شخصیت این شاعر بزرگ آشنا شوید.

خلاصه زندگی نامه مولانا

داستان اصلی زندگی مولانا به خوبی شناخته شده است و بسیاری می دانند که چه اتفاقاتی رخ داده است. او با خانواده اش درست قبل از نابودی بلخ توسط ارتش مغول، از بلخ مهاجرت کرد و پیش از زندگی در آناتولی با خانواده خود از شهری به شهر دیگر از جمله مکه سفر کرد.

او در نهایت به ترکیه امروزی و سرانجام به قونیه شهر باستانی ایکنیوم نقل مکان کرد. جلال الدين محمد بلخی درجات علمی بالایی داشت و جانشین پدرش که عالمی نامی بود؛ شد. در اواخر دوره جوانی، وقتی که 37 ساله بود، با درویش سرگردان، شمس الدین تبریزی آشنا شد که تأثیر دگرگون کننده ای در زندگی او داشت.

ارادت او نسبت به شمس منجر به بروز مشکل شد. علاقه مولانا به شمس حسادت فرزندان و پیروانش را برانگیخت که در نهایت منجر به ناپدید شدن شمس شد. پس از آن پسر بزرگش، سلطان ولد را فرستاد تا شمس را از دمشق بازگرداند، اما او به راست یا دروغ گفت که شمس را نیافته است.

وقتی شمس برای همیشه ناپدید شد؛ مولانا کاملاً ناراحت و دلشکسته شد و سپس به عنوان شاعری عرفانی بیش از هر زمان دیگری خلاقیتش را به دست آورد. آثار برتر او در اواخر جوانی (37 سالگی به بعد)، میانسالی و پیری نوشته شده اند. پس از مرگ او که موجب اندوه فراوان در جامعه پارس، جهان اسلام و سایر اقصی نقاط جهان شد، سلطان ولد که پسر بزرگ وی بود، پس از مرگ شاگرد ارشدش حسام الدین چلبی جانشین او شد.

بیوگرافی مولانا جلال الدين محمد بلخی

وفات مولانا

تاریخ تولد مولانا: سال 604 هجری قمری

نام اصلی مولوی: جلال الدین محمد رومی

مولانا اهل کجاست: بلخ

نام پدر مولانا: محمد بن حسین خطیبی مشهور به بهاءالدین

همسر و فرزندان مولانا:

همسر: گوهر خاتون و کِرا خاتون

نام فرزندان مولانا: 4 فرزند به نام های سلطان ولد، ملکه خاتون، علاءالدین محمد و امیر علیم چلبی

القاب مولانا: مولانا، مولوی، رومی، بلخی

مولانا در سال 604 هجری قمری، در بلخ که آن زمان یکی از شهرهای خراسان بزرگ ایران در افغانستان امروزی بود؛ به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در حکومت سلجوقیان گذراند. او از نوادگان خانواده ای پر از عرفای اسلامی بود.

پدرش بهاءالدین ولد، در جامعه خود به عنوان معلم دینی مورد احترام بود. زمانی که مغولان به آسیای میانه حمله کردند و خانواده امنیت خود را از دست داد، از زندگی راحت و خانه خود بیرون شدند. پدرش با تمام خانواده و چند شاگرد به سمت غرب بلخ حرکت کرد.

مولانا در راه آناتولی، در شهر نیشابور (استان خراسان کنونی ایران)، با شاعر عارف، عطار برخورد کرد. عطار بی درنگ به مقام معنوی مولانا پی برد. او پدر را دید که جلوتر از پسر راه می‌رفت و سریعا اسرارنامه خود را به پسر داد، این دیدار، تأثیر عمیقی بر اندیشه های مولانا هجده ساله گذاشت که بعدها الهام بخش آثار او شد.

مولانا با گوهر خاتون ازدواج کرد که حاصل آن دو پسر بود. در همان سال ها، پدرش از سوی سلطان ترکان سلجوقی برای تدریس کتب دینی در پایتخت قونیه دعوت شد و مولانا نیز به عنوان دانشمند و معلم تربیت شد. مولانا پس از اعزام به حلب و دمشق برای پایان تحصیلات دینی، سمت پدر را بر عهده گرفت.

مذهب مولانا چه بود؟

مولانا یک صوفی بود. این یک سنت عرفانی اسلام است که به تجربه دیدار و گفتگوی مستقیم خدا به عنوان مظهر عشق الهی می پردازد.

صوفیان را می توان با شیعه، سنی، سایر جریان های اسلامی یا ترکیبی از سنت های متعدد مرتبط دانست. تصوف که حدود 2 قرن پس از اسلام در خاورمیانه ظهور کرد، اگرچه پیشینه‌های قبلی داشت، متعاقباً به چندین مذهب مختلف، معروف به طریقت اسلامی تبدیل شد. معروف ترین این دستورات، سنت های مولوی است که به این شاعر و عارف فرزانه، یعنی جلال الدین محمد رومی مربوط می شود.

مانند دیگر شاعران صوفی، مضمون زیربنای نوشته های مولانا، اشتیاق او به دیدار مستقیم با خدا است که معشوق واقعی است. اشعار عارفانه مولانا، تماما درباره عشق الهی است.

میراث مولانا

میراث مولانا

نوشته ها و اشعار مولانا، هم در جهان اسلام و هم در جهان غرب بسیار محبوب است. یک توضیح برای محبوبیت مولانا ممکن است این باشد که شعر او همه فرهنگ ها، ملیت ها و اساطیر را در بر می گیرد. مردم می توانند اشعار مولانا را بخوانند، بدون اینکه احساس کنند او در حال تحمیل عقاید خود بر آنهاست.

مولانا مضامین و اسطوره ها را از سنت های مذهبی متعدد، در بیان جهانی عشق الهی ادغام می کند. نوشته های او طنین انداز مدارا، نیکی، خیرخواهی و آگاهی از طریق عشق واقعی به معشوق اصلی یعنی خدا بود. از مهم ترین شاعران هم عصر او می توان سعدی را معرفی کرد که آثارش همچون بوستان سعدی و گلستان، از سبکی نزدیک به مولانا استفاده می کند.

اهمیت مولانا فراتر از مرزهای ملی و قومی است. سخنوران فارسی زبان در ایران، افغانستان و تاجیکستان او را یکی از برجسته ترین شاعران قدیمی و تأثیرگذار بر بسیاری از شاعران در طول تاریخ می دانند. او همچنین در طول قرن ها تأثیر زیادی بر ادبیات ترکی داشته است.

برای بسیاری از افراد، آموزه های او یکی از بهترین مقدمه ها برای فلسفه و عمل است. ترجمه های انگلیسی اشعار مولانا توسط کلمن بارکس بیش از نیم میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته است و شاعر فارسی زبان امپراتوری سلجوقی را به یکی از پرخواننده ترین شاعران غرب، از جمله ایالات متحده تبدیل کرده است.

پیشنهاد به مطالعه بیشتر: اشعار عاشقانه مولانا

علت محبوبیت اشعار مولانا بر خواننده

به گفته شهرام شیوا، یکی از دلایل محبوبیت مولانا این است که مولوی می‌تواند دنیای بسیار شخصی و عرفانی را به شکلی مستقیم و زیبا به زبان بیاورد. جهان مولانا نه منحصراً دنیای یک صوفی، هندو، یهودی و مسیحی، بلکه عالی ترین حالت یک انسان است، آن هم یک انسان کاملاً تکامل یافته.

اشعار مولانا از محدودیت‌های فرهنگی نیز گذر کرده است. امروز اشعار مولانا در اعیاد و جشن های ملی ایران، افغانستان، تاجیکستان و ترکیه مورد استفاده قرار می گیرد، بخش های مختلف اشعار او، مانند دیگر شاعران کلاسیک ایران مانند اشعار عاشقانه حافظ، سعدی و دیگر بزرگان ادب فارسی؛ تاثیر عمیقی بر مخاطب دارد. همچنین در غرب از آثار وی در کلیساها استفاده و در سراسر دنیا صحنه های هنری، نمایش و موسیقی های مختلف با آثار او اجرا می شود.

دیدگاه ها، سخنان و زندگی مولانا به ما می آموزد که چگونه به آرامش و شادی درونی برسیم تا در نهایت بتوانیم جریان مستمر خصومت و نفرت را متوقف کنیم و به صلح و هماهنگی واقعی در جهان دست یابیم.

داستان آشنایی مولانا با شمس

روایت های گوناگونی از داستان آشنایی شمس و مولانا وجود دارد. در یک روایت، شمس سخنرانی مولانا را قطع کرد و کتاب های او را در حوض آب انداخت. شمس در داستانی مشابه دست خود را بر روی کتاب های مولانا تکان داد و آنها را در آتش فرو برد.

در روایت سوم، مولانا با شاگردانش سوار بر قاطری به شهر می‌رفت که چهره عجیبی به نام شمس به او نزدیک شد و سؤال ساده‌ای از او پرسید که نتوانست به درستی پاسخ دهد.

شمس توضیح داد که فقط دنبال عشق الهی است که به روشنایی واقعی می انجامد. در واقع می توان گفت، شاعر شدن مولانا به علت دوستی وی با شمس تبریزی است. شمس تبریزی به هنگامی که مولانا استادی بزرگ و مورد احترام بود به قونیه رسید و لزوم ارتباط مستقیم با خدا را یکی از ارکان اصلی عرفان برشمرد.

مولانا شیفته شمس شد و با آن احترام و علم، شاگرد و دوست صمیمی شمس شد. این دو به ندرت از هم جدا بودند. می گویند پسران و پیروان مولانا به شمس حسادت کرده و او را از شهر بیرون کردند. علت هر چه بود، پس از ناپدید شدن شمس، مولانا دیگر شمس را دیدار نکرد.

برخی می گویند شمس به دست اطرافیان مولوی کشته شده و برخی دیگر، حکایت از تبعید او دارند. با این حال مولانا پس از این واقعه، با سرودن شعر، مرثیه سرایی و اجرای رقص، به ویژه رقص سماع که همراه با موسیقی و اشعاری خاص بود، خود را دلداری می داد.

پس از آشنایی با شمس، مولوی به خود واقعی اش دست یافت و استعداد و خلاقیت در نوشتش شکوفا شد. او در همین سال ها آثار بسیاری را تالیف کرد که پس از گذشت صدها سال هنوز هم جزء پرخواننده ترین آثار جهان هستند. کمتر اثر کلاسیکی را مشاهده می کنید که مانند نوشته های او با اقبال عمومی مواجه شده باشد.

آثار مولانا

مولانا را از دیرباز به عنوان یکی از بزرگترین شاعران پارسی‌گو می‌دانستند و بی‌تردید بزرگ‌ترین شاعر عرفانی تاریخ بشریت نامیده می‌شود. پس از ناپدید شدن شمس، مولانا بقیه عمر خود را وقف نوشتن اشعار و آثار ادبی و عبادت کرد.

عشق مولانا و سوگ او نسبت به گم شدن یا مرگ شمس در موسیقی و رقص و غزلیات نمود پیدا کرد. آثار مولانا بیانگر قصیده های عرفانی و اشتیاق به عشق الهی است. مهمترین آثار او کتاب دیوان شمس، رباعیات و مثنوی (مثنوی معنوی) است.

آثار منظوم مولانا

مثنوی معنوی

مثنوی معنوی

مثنوی معنوی منظومه ای شش جلدی و شامل 27 هزار بیت است که بسیاری از صوفیان آن را پس از قرآن از نظر اهمیت، دوم می دانند. بسیاری آن را یکی از بزرگترین آثار شعر عرفانی می دانند.

مثنوی معنوی که بزرگترین اثر مولانا بوده و آن را در سالهای آخر عمر خود سروده است؛ شامل بیش از 25 هزار بیت می باشد. همچنین گاهی به عنوان قرآن فارسی شناخته می ‌شود و پرخواننده ‌ترین شعر در جهان اسلام است.

دیوان شمس تبریزی

دیوان شمس

از دیگر آثار مهم مولانا، دیوان شمس تبریزی (که شامل برخی از آثار شمس تبریزی است و نامگذاری شده به افتخار دوست و الهام بخش بزرگ مولانا) است. دیوان شمس شامل بیش از ۳۵۰۰ غزل و ترجیع می شود. نسخه‌های خطی اولیه دیولن شمس بیش از 3000 غزل دارد. دلایل متعددی برای تصمیم مولانا به نامگذاری شاهکار خود به نام شمس ارائه شده است. برخی معتقدند از آنجایی که مولانا بدون شمس شاعر نبود، شایسته است که این مجموعه به نام او نامگذاری شود.

برخی دیگر گفته اند که مولانا در پایان به شمس تبدیل شد و روح شمس در او نمود پیدا کرد، از این رو این مجموعه واقعاً از زبان شمس است که از طریق مولانا صحبت می کند.

آثار منتور مولانا

فیه ما فیه

یکی دیگر از نوشته های مولانا، فیه ما فیه است که از سخنان مولانا در موضوعات مختلف تشکیل شده است. مولانا خود این گفتارها را ننوشته است. این کتاب را پسرش سلطان ولد و یکی از شاگردان دیگرش براساس حکایات، داستان ها، روایات و تمثیل های مولانا در طول 30 سال، ثبت و ضبط کرده و به صورت کتاب در کنار هم قرار داده اند.

مجالس سبعه

نوشته دیگر مجالس سبعه (هفت جلسه) است که شامل هفت خطبه در هفت مجلس مختلف است. به گفته افلاکی، مولانا پس از شمس تبریزی به درخواست بزرگان به ویژه صلاح الدین زرقوبی به ایراد خطبه پرداخته است که گفته های وی مکتوب گشته اند.

مجالس سبعه از سخنرانی ها و نطق های مولانا برای مریدانش تشکیل شده است. لازم به ذکر است که این سخنرانی ها بیشتر پیش از دیدار مولانا با شمس انجام شده و پس از آشنایی با شمس، مولانا تنها یمبار آن هم به اصرار صلاح الدین زرکوب برای سخنرانی به منبر رفت.

مضمون این کتاب شرح و تفسیر آیات قرآن به زبان ساده و شعر است ولی در آن اثری از آن شور و شوق پس از ملاقات با شمس نیست.

وفات مولانا

مولانا در پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هجری قمری، مصادف با 26  آذر ماه در قونیه درگذشت. او در کنار پدرش به خاک سپرده شد و پیروانش زیارتگاهی برای او برپا کردند. شهرت مولانا در زمان حیاتش قابل توجه بود و مرگ او با سوگواری گسترده مواجه شد. مقبره مولانا دارای مسجد، محل زندگی دراویش و مدرسه نیز می باشد، همچنان دوست داران وی از سرتاسر دنیا به آرامگاه او می روند.

گفته می شود وقتی مولانا به بستر بیماری افتاد مرگ خود را پیشگویی کرد.

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن                                               ترک من خراب شب‌گرد مبتلا کن
مائیم و موج سودا، شب تا به روز تنها                                                 خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی                                                        بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
مائیم و آب دیده، در کنج غم خزیده                                                 بر آب دیده ما، صد جای آسیا کن
خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا                                        بکشد کسش نگوید، تدبیر خون‌بها کن
بر شاه خوبرویان، واجب وفا نباشد                                   ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردیست غیر مردن، کان را دوا نباشد                            پس من چگونه گویم، کان درد را دوا کن
در خواب دوش، پیری در کوی عشق دیدم                با دست اشارتم کرد،‌ که عزم سوی ما کن

آرامگاه مولانا

آرامگاه مولانا

وقتی که شیخ درگذشت، وی را در شهر محل اقامتش، قونیه به خاک سپردند. امروزه آرامگاه او میزبان ده ها هزار هوادار است که به دیدار او می آیند.

آرامگاه مولانا بین استان آنکارا و آنتالیا در شهر قونیه واقع شده و مکانی دیدنی برای علاقه مندان و گردشگران است.

سال جهانی مولانا

در سال 2007 بود که یونسکو به پیشنهاد کشور ترکیه، این سال را تحت عنوان سال مولانا نام‌ گذاشت آن سال‌ها اقدامات مختلفی در راستای تکریم این شاعر برجسته صورت گرفت و تلاش شد تا این چهره عظیم در تاریخ شعر بشر را به جهانیان بیشتر بشناساند. یکی از جالبترین اقدامات انجام شده، چاپ تمبری مزین به چهره مولانا بود که توانست بسیار پرفروش باشد. نکته غم‌انگیز ماجرا، آنجاست که کشور ترکیه، این شاعر بزرگ ایرانی را ترک‌زبان می‌داند و عنوان رومی را برای ایشان استفاده می‌کند در تمام پروژه‌های مشترکی که در سال مولانا صورت گرفت نیز از نام رومی برای مولانا استفاده شد و عملاً ایشان را شاعری اهل ترکیه معرفی کردند.

جالب توجه اینجاست که تمام اشعار دیوان مولانا به زبان پارسی سروده شده و حتی یک بیت شعر به زبان ترکی ندارد. ایشان زاده بلخ است و در قونیه زندگی می‌کرد اما هیچگاه نباید فراموش کرد که ایشان ایرانی بودند و جزوی از مفاخر فرهنگی این سرزمین کهن به شمار می‌روند. البته بهترین جواب به مدعیان امروز را خود شاعر می‌دهد که می‌گوید:

پارسی گو گرچه تازی خوشتر است/عشق را خود صد زبان دیگر است

تاثیر فراق شمس بر مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا مثنوی معنوی را با بیتی زیبا شروع می‌کند: بشنو از نی چون حکایت می‌کند/ وز جدایی‌ها شکایت می‌کند!

شاید برخی بگویند که این شعر در وصف جدایی بنده از خالق است و احتمالاً حق با ایشان باشد، اما نمی‌توان اثر جدایی از شمس را در ابیات مولانا نادیده گرفت. مولانا بعد از شمس، تبدیل به صوفی مسلکی شد که در هر گوشه و کنار، نشانی از یار خویش می‌جوید و از غم فقدان وی، مویه می‌کند.

مولانا بعد از فقدان شمس، جز برای دوری و هجران، شعری نسرود و هرگز به حالت اول خود بازنگشت. رقص سماع، موسیقی و حتی شعر عارفانه نیز نتوانست شاعر پریشان احوال را تسکین دهد و وی تا آخر عمر خویش در غم دوری شمس، سوگوار ماند.

اختلاف نظر شمس با مولانا

گفتیم که شاعر بعد از ورود شمس به زندگی خود، تولدی دوباره یافت و به مریدی دلسوخته و عاشق تبدیل شد. واقعیت اینجاست که پیش از ورود شمس به زندگی مولانا، ایشان معلمی مذهبی بود که جایگاه ویژ‌ای در میان شاگردان خود داشت و به تدریس کتب علمی و مذهبی مشغول بود.

برخلاف وی، شمس طریقت عشق و معرفت را در پیش گرفته بود و تمایلی به مباحث خشک و رسمی علم و مذهب نداشت. شمس، بنای خلقت را در عشق‌ورزی می‌داند و تاکید می‌کند که پروردگار از برای عشق، بشر را آفرید. مولانا در تمام سال‌های زندگی خود جز عبادت و محراب، چیز دیگری نمی‌شناخت و به همین خاطر، سخنان شمس را جذاب می‌دانست و معرفت را از این طریق می‌جست.

گرچه بعد از شمس، مولانا با افراد دیگری مانند صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی نیز دوست و همنشین شد اما هیچگاه نتوانست، عشق دیرین خود و اثرات وی را به دست فراموشی بسپارد و دوباره به عالمی مذهبی و منبرنشین تبدیل شود.

نظر دیگران درباره مولانا

مولانا یکی از محبوب ترین شاعران جهان است. محققانی مانند ای جی آربری، فرانکلین دی. لوئیس، جاوید مجددی و رینولد ا. نیکلسون، آثار مولانا را به زبان انگلیسی ترجمه کرده اند. بسیاری از ترجمه های مشهور آثار مولانا نیز توسط کلمن بارکس انجام شده است.

مولانا یکی از عظیم ترین شخصیت های تاریخی کل تاریخ و بدون شک و اغراق، از بهترین شاعران کل دوران بوده است. ما در این مقاله به بررسی زوایای مختلف زندگی او پرداختیم.

ما در پیام عدالت، عرضه کننده انواع کتب نفیس از جمله قرآن، بوستان سعدی، آثار مختلف مولانا و دیگر شاعران برتر هستیم. برای تهیه انواع کتاب های نفیس می توانید به بخش مربوطه در سایت ما مراجعه کرده و پس از بررسی، سفارش خود را به صورت آنلاین ثبت کنید. همچنین می توانید به صورت حضوری یا تلفنی نیز با ما در ارتباط باشید.

سوالات متداول در خصوص زندگینامه مولانا

 

مولانا در سال 604 هجری قمری، در بلخ که یکی از شهرهای کنونی افغانستان بوده و در آن روزگار بخشی از ایران بود؛ متولد گردید.

مولانا در قرن هفتم هجری قمری و سیزدهم میلادی زندگی می کرد.

نام اصلی وی، مولانا جلال الدین محمد رومی است. پدرش نیز محمد بن حسین خطیبی بود که به بهاءالدین معروف گشت.

مولانا اهل بلخ بود. البته ادعاهایی نیز مبنی بر اینکه او متولد تاجیکستان است؛ وجود دارد. با این حال پس از حمله مغولان به ایران، همراه خانواده مجبور به مهاجرت گشت و در ترکیه کنونی ساکن شد.

پدر وی محمد بن حسین خطیبی مشهور به بهاءالدین بود که مردی عالم و سرشناس بود و پس از فرار از دست مغولان و سفری طولانی، در ترکیه امروزی ساکن شد.

او ابتدا با گوهر خاتون، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد. آنها دو پسر داشتند: سلطان ولد و علاءالدین محمد چلبی. با فوت همسرش، مولانا دوباره ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد.

مولانا 4 فرزند به نام های سلطان ولد، علاءالدین محمد چلبی، امیر علیم چلبی و ملکه خاتون داشت.

از مهم ترین القاب وی می توان به مولانا، مولوی، رومی و بلخی اشاره کرد.

مثنوی معنوی، دیوان شمس تبریزی، فیه ما فیه و مجالس سبعه از جمله مشهورترین آثار مولانا هستند.

بازگشت به لیست

1 نظر در “زندگی نامه مولانا

  1. دنیا گفت:

    واقعا عالی بود . خیلی ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.